امون از دست تو دختر!
از وقتی از مسافرت برگشتیم اخلاقت یخورده تغییر کرده اونم از نوع منفی.
وقتی یکی میاد خونمونو میخواد بره زودتر از اونا آماده ی رفتن میشی هی دستشونومیگیری و در حالیکه گردنتو کج میکنی میگی بلیم ماشین.
موقع رفتنم که میشه میزنی زیر گریه.
یا وقتی خودمون میریم مهمونی موقع خداحافظی دوست نداری تو ماشین خودمون بشینی و گریه زاری راه میندازی که بری توی اون یکی ماشین.
دیشب که رفتیم دیدن امیر علی کوچولو(نوه ی دایی من)خیلی گل بودی مثل یه خانم با شخصیت نشسته بودی و از خودت پذیرایی میکردی.
وقتی نی نی رو آوردن با تعجب بهش نگاه میکردی .ادای گریه کردن نی نی کوچولو رو خوب یاد گرفتی در بیاری.
اما وای وقتی می خواستیم برگردیم خونه.محله رو رو سرت گذاشته بودی و به آنا جون چسبیده بودی و هی داد میزدی پدر پدر (پ رو با صدای فتحه بخونین)
با کلی تلاش راضی شدی نشستی تو ماشین.
آخه قربونت بشم اینکاراچیه؟!من همون صدفی ناز قبلی رو میخوام که گریه نمیکرد.


امون از دست تو دختر!
