جلسه ی مشاوره!
چند روز پیش آنا جون گفتن یکی از همسایه هاشون که دکتر روانشناسه تصمیم گرفته تا جلسه های مشاوره رایگان واسه ی همسایه ها بذاره.بمام گفتن حتما بیان. منم که بعد از این سفر نیاز شدید به یه مشاوره داشتم به امید آرامش و رسیدن به انرژی مثبت ساعت 4 که بابایی از اداره اومد حاضر شدم دخمل نانازی رو هم که از قبل آماده کرده بودم .چون دیدم شما خوشگل خوابیدی به بابایی گفتم خودم با آژانس میرم اما بابا جون گفت خودم میرسونمت .بالاخره راه افتادیم به سمت خونه ی آناجون . به محض اینکه بابایی اومد تو ماشین تو رو بده بغلم از خواب بیدار شدی. قربونت بشم که ماشاالله هر موقع از خواب پا میشی خوش اخلاقی. رفتیم خونه ی خانم دکتر .خاله نوشینم بود.چند تا از همسایه هام او...
نویسنده :
مامان نسرین
7:47






